تبلیغات
.: جامعه شناسان .::. Sociologists :. - فاحشه...
.: جامعه شناسان .::. Sociologists :.

وبلاگ رسمی دانشجویان جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی ، ورودی 1387 ، 1388 و 1389

فاحشه ...

عنوانی که امروز برایم عینیت یافت

نمی دانم کی و کجا بود که برای اولین بار این لفظ به گوشم خورده بود

و حتی نمی دانم آن لحظه چه درک و احساسی از آن در ذهن داشتم

امروز در ایستگاه اتوبوس منتظر بودم تا اتوبوسی که مثل دوچرخه راه را می پیماید، از راه رسد

میدان روبروی چشمانم به اسم یک شهید بود

ناخودآگاه به فکر سالهای جنگ رفته بودم و کمی از خوانده هایم را مرور می کردم که...

صدای یک زن به فکر های پر از تشویشم  پایان داد

سرم را برگرداندم

زن میانسالی بود

به قول دوستان انگار با بیل آرایش کرده بود

کمی در رفتارهایش دقیق شدم

مضطرب و پریشان بود

دائم به ساعتش نگاه می کرد

موبایلش از دستش جدا نمی شد

سرم را برگرداندم و مجله ای که در دستانم بود را باز کردم و شروع کردم به ورق زدن

باز هم صدایش توجه ناخودآگاهم را برانگیخت

نمی خواستم دقت کنم به حرفهایش

اما مرضی کنجکاوانه تحریکم می کرد که گوش کن

صدایش می لرزید

بر سر قیمت امشب چانه می زد

دائم می گفت چانه نزن بار اولم که نیست!

از 50 رسید به 30

آخرش قبول کرد

رنگ ماشینش را پرسید

باز موبایلش خاموش شد و او عرض پیاده رو را متر می کرد

چندین بار موبایلش زنگ خورد

با عصابانیت جواب می داد:

امشب نمی آیم پیش یکی از دوستانم کار دارم

دقایقی بعد

آن پراید سیاه رنگ و آن زن میانسال از مقابل چشمانم دور شدند

و من فقط...

بغضی سخت گلویم را فشار می داد

دوست داشتم دنبال آن ماشین لعنتی بدوم و آن زن را منصرف کنم که برای 30هزار تومان انسانیتش را نفروشد و آن لندهور کثافت را با دستهایم خفه کنم

ولی...

ولی این همه آرزویی بچگانه بود

چرا که نه او بار اولش بود و نه اینکار من کاری از روی تدبیر

شروع کردم به آمدن اما نه با اتوبوس بلکه با پاهایم

فکر کردم

کلی گشتم در پستوی ذهنم که آخر چرا؟

چرا باید فقر تا این حد پیش رود؟

چرا در یک کشور با اعتقادات شدید دینی؟

گذار های بدون وقفه ی صحنه هایی از فیلم ten ساخته ی عباس کیارستمی و دیالکتیک های بین آن فاحشه و آن زن در آن ماشین از روبروی چشمانم رد می شد

عصبانی و متلاطم به این واژه فکر می کردم:

"فاحشه"...

بارها و بارها این واژه را شنیده بودم ولی هیچگاه به معنای آن فکر نکرده بودم

فاحشه که بود ؟

آیا فقط آن یک زن؟

نه

نمی توانم قبول کنم

من سهم جامعه و بنیانهای فرهنگی اقتصادی بر بادرفته ی آنرا مهمتر می دانم تا سهم آن زن

او هم انسان است

ولی کاش حق انسانیت برای او به این سادگی ها بر باد نمی رفت

کاش...


نوشته شده در 1389/10/11 ساعت 01:40 توسط مجتبی لشگری نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت