تبلیغات
.: جامعه شناسان .::. Sociologists :. - نظریه ها در مورد حکومت اسلامی
.: جامعه شناسان .::. Sociologists :.

وبلاگ رسمی دانشجویان جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی ، ورودی 1387 ، 1388 و 1389


سلام به تمام دوستان.


مطلبی که خواهید خواند شاید یکی از مطالب بحث برانگیز و در عین

حال اساسی باشد و لازم میدانم که راجع به آن هر چند به صورت

مختصر نکاتی را عرض کنم.

با توجه به اینکه بیش از 14 قرن از عمر دین مبین اسلام میگذرد

عالمان دینی با توجه به اینکه دین اسلام کاملترین برنامه از نوع خود

است در باره حکومت اسلامی دیدگاههای متفاوتی داشته اند که دو 

نظریه از بقیه معروفتر میباشد.

در بین عالمان اهل تشیع نظریه ولایت فقیه و در بین عالمان اهل سنت

نظریه حکومت شورایی.

البته در بین عالمان شیعه و سنی گرایشاتی وجود داشته که برخی از

شیعیان به نظریه حکومت شورایی نزدیک شده و در بین اهل سنت نیز

برخی از عالمان به نظریه ی ولایت فقیه نزدیک شده اند.

تکامل نظریه ی ولایت فقیه بر اساس پیش فرض حکومت حق ائمه ی 

معصوم و از طرف خداوند تعیین شده است می باشد.

و تکامل نظریه ی حکومت شورایی بر اساس پیش فرض حکومت حق 

تمام انسانها و خداوند آن را در اختیار انسانها قرار گذاشته است می باشد.


در این مقاله فقط به تعریفی از دو دیدگاه خواهیم پرداخت.

1- حکومت ولایت فقیه

یک نظریه در مذهب شیعه است که نوعی از حکومت را تعریف میکند

که باید دارای مشروعیت باشد و در زمان غیبت امام زمان  امور را 

بدست گیرد.ولایت فقیه نه تنها به مسایل دینی بلکه به مسایل

سیاسی و حکومتی و فردی نیز توجه دارد و حکومت خود را به تمام

امور یاد شده گسترش میدهد.

امام خمینی(ره) درباره حکومت ولایت فقیه این چنین استدلال میکنند:

"ولایت عبارت از نوعی سلطه‌است که دایره‌اش نسبت به مواردش

گستردگی و محدودیت دارد. یا امر وضعی است که لازمه‌اش چنین

سلطه‌ای است. بدین‌سان ولی انسان نابالغ کسی است که مطابق

مصلحت او در امورش تصرف می‌کند. حاکم و ولی یک کشور نیز بر

اساس مصلحت و به اقتضای سیاست ان کشور تصرف و عمل

می‌کند.
"

اولین کسی که این نظریه را مطرح ساخت شیخ مرتضی انصاری

است.

پشتوانه روایی ولایت فقیه، مقبوله عمربن حنظله
است. بنابر این

روایت، فقیه دارای صلاحیت را امامان شیعه به نیابت نصب کرده‌اند و

این نیابت به گونهٔ عام است. فقهای شیعه
بر اصل حجت بودن فتوای

فقیه عادل دارای شرایط فتوا بر افرادی که آن فقیه را به عنوا
ن مرجع

تقلید یعنی به عنوان متخصصی که در احکام تحقیق کرده و دارای

اجتهاد می‌باشد، صرفاً در مورد احکام شرعی متفق اند
و حتی برخی

از آنان، این اصل را بدیهی دانسته‌اند.اما گسترش این نیابت در کلیه

امور مورد اختلاف مخالفین نظریه ولایت مطلقه فقیه می‌باشد.

برخی قائل به نظریه مشروعیت الهی هستند که به
ولایت انتصابی

فقیه
معروف است و برخی دیگر مشروعیت او را ناشی از انتخاب

مردم می‌دانند که به
ولایت انتخابی فقیه معروف است.

نظریه نصب هم از جانب هواداران ولایت انتصابی فقیه در رابطه با

ولایت فقیه مطرح شده است که
براساس این نظریه مشروعیت

حکومت در زمان غیبت با حکم الهی و مشروعیت ولی فقیه ناشی از

نصب او توسط امام معصوم است. به این ترتیب این نظام است که

مشروعیت خود را از ولی فقیه می‌گیرد -نه برعکس- و تمام کارهای

قوای سه‌گانه زمانی اعتبار دارد که رضایت ولی فقیه را به همراه

داشته باشد.بر طبق این نظریه،
نظر و انتخاب مردم در این نظریه هیچ

مشروعیتی به حکومت فقیه نمی‌دهد و رأی به خبرگان در واقع رجوع

به بینه‌است. یعنی مردم کارشناسان مذهبی را انتخاب می‌کنند تا

آنان فقیه اصلح و اعلم را کشف کنند و شهادن آن‌ها موجب یقین

دیگران می‌شود.

اما در مقابل نظریه انتصاب نظریه انتخاب وجود دارد که
بر اساس این

نظریه در زمان غیبت امامان معصوم و در شرایطی که نماینده‌ای نیز از

جانب او مشخص نشده‌است، بر مردم واجب است که فقیه

جامع‌الشرایطی را برای حکومت برگزینند.در اینجا بر خلاف نظر

انتصابیون بر کلمه مردم تاکید دارد و حرف مردم را حرف نهایی

میپندارد و ولایتی را مورد قبول میداند که مردم در آن نقش محوری

داشته باشند.

گروهی نیز جدای از این دو نظر به ولایت فقیه ولایت مطلقه فیه

میگویند که
بر اساس نظریه ولایت مطلقه فقیه لازمه پذیرش حکومت

اسلامی، روا داشتن اختیارات مطلق برای فقیه‌است. فقیه حاکم علی

الاطلاق است و همه اختیارات امام معصوم شیعه را دارا است؛ زیرا

ولایت مطلق، به معنای رعایت مصالح عام در سرپرستی جامعه‌است

و چون حوزه حکومت، مصالح عمومی را نیز در بر می‌گیرد، بدون

ولایت مطلق برپایی حکومت اسلامی و اجرای احکام دین ممکن

نیست.

از هوادارن این نظریه میتوان به بیشتر علمای شیعه اشاره کرد البته

هرکدام با توجه به نظر و عقیده شان در سه نظریه تفکیکی ولایت

فقیه قرار میگیرند.ولی از افراد شاخص این نظریه میتوان به امام

خمینی (ره) ، آیت الله منتظری (ره) ، آیت الله خامنه ای و آیت الله 

سیستانی  نام برد.

2-حکومت شورایی

یک نظریه در بین اهل سنت میباشد که با توجه به اینکه آنها معتقد

هستند حکومت امری بشری است این نظریه را ارائه داده اند.


حکومت شورایی مدل و روشی استدلالی و مشورتی است که در

جامعه ای که اکثریت افراد آن را مسلمانان تشکیل میدهند تشکیل

میشود و در آن توان مشارکت همه گروههای سیاسی اکثریت و

اقلیت مذهبی و قومی وجود دارد.

در این نظریه ساختارهایی به نام شوراهای عالیه(ملی) ، شوراهای

ایالتی(فدرالی) و شوراهای محلی(شهری و روستایی) تعریف

میشوند که نیروی پراکنده مردم در آنها جمع و توزیع های خاصی از

قدرت در آن صورت می پذیرد و در موارد و مسائل مختلف بسته به

تخصص هریک از این شواراها به انگیزه افزایش گفتگو و تعامل عمومی

با رسیدن به هدف اجماعی و عقلانی برای پیدا کردن دلایل قابل قبول

در روند تصمیم گیری و قانون گذاری عمل میکند.

قوانین و سیاستها باید بر مبنای استدلال هایی باشد که تمام

شهروندان قایل به پذیرش آن باشند.

در این سیستم به مقتضای حق حاکمیت عمومی و مسئولیت مدنی

یک یک افراد بر شوراها نظارت دارند و از عالیترین سطح تا پایینترین

سطح شوراها حق آگاهی و استیضاح را دارند.

این نظام به هدف ایجاد ارتباط قوی بین مردم در تمامی حوضه ها و

رشد معقول و رضایت بخش حکومت برای تساهل و حل تعاضات

اخلاق دینی و اخلاق سکولار ، همچنین جلوگیری از خشونتهای

مذهبی و قومی به شورا محوری نظر و اهتمام کلیدی میورزد.

نظام شورا
مهمترین عامل قدرت و پیشرفت در بین مسلمانان در برهه

ای از تاریخ اسلام
بوده است و در عین حال فقدان آن پایه ای برای

ظهور دوباره حکومت های پادشاهی
و دیکتاتوری در کشورهای

اسلامی شده است، و از زمان سلطنت امویان
به بعد، در هیچ کدام

از این کشورها در خود حاکمی
ت نظام مشورتی را الگو و عملی نکرده

اند .


در حکومت اسلامی مبتنی بر نظام شورایی،اصول و مبانی قانون از

طرف خدا است و لذا شهروندان مسلمان به درستی آن اطمینان دارند

و به عبارت دیگر انسان مسلمان در حکومت شورای اسلامی از

رعایت قوانیین و مقررات احساس سرافرازی و تکامل و سعادت ابدی

میکند. یکی از خصوصیات این نوع حکومت دینی بر خلاف حکومتهای

دینی غیر شورا، اصل حاکمیت عمومی، هر فردی از افراد ملت خود را

حاکم بر جامعه و حکومت میشناسد. زیرا اگر خلافی را از هرکس در

هر مقامی ببیند، می تواند او را عزل کند. نه تنها "توانستن"، بلکه

شهروند مسلمان اگر چنین اقدامی نکند، قصور ورزیده و گناهگار می

باشد
.

بیشتر عالمان اهل سنت این نوع حکومت را بهترین نوع حکومت

میشناسند.از پیروان این نظریه میتوان به علامه احمد مفتی زاده
اقبال لاهوری ، و ابوالعلی مودودی نام برد.

هدف از نوشتن این مطلب فقط توصیف نوعهایی از حکومت اسلامی

است که توسط بزرگان این دین پیشنهاد شده است و ترجیح یکی بر

دیگری نیست.

نوشته شده در 1389/08/1 ساعت 17:24 توسط معتصم محمودی نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت