تبلیغات
.: جامعه شناسان .::. Sociologists :. - دورکیم و تربیت اخلاقی
.: جامعه شناسان .::. Sociologists :.

وبلاگ رسمی دانشجویان جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی ، ورودی 1387 ، 1388 و 1389

 دورکیم و تربیت اخلاقی

کتاب تربیت اخلاقی در برگیرنده مجموعه سخنرانی های دورکیم در دانشگاههای پاریس و بوردو در باب اخلاق،تربیت و علم آموزش است. باید گفت که چه در پاریس و چه در بوردو منصب اصلی برای دورکیم در وهله نخست سلسله مباحثی در مورد تربیت به معلمین مدرسه بود و جامعه شناسی جدای از علایقش برای او مسئولیتی فرعی بود . دو مجموعه از دروس او که گاها به دیده فراموشی سپرده می شود پس از مرگش منتشر شده اند:تربیت اخلاقی ، تربیت و جامعه شناسی و همچنین کتاب تحول اندیشه تربیتی که شاید مهمترین اثر نادیده گرفته شده دورکیم است . این دروس بین سالهای 1889 و 1912 در بوردو و پاریس ارائه می شد.

باید گفت تربیت اخلاقی در اندیشه تربیتی دورکیم از محوریت مرکزی برخوردار است. بخشی از این اهمیت به رابطه این مفهوم با علائق محوری جامعه شناختی دورکیم بر می گردد و بخشی نیز به جایگاه مرکزی آن در اندیشه تربیتی او. موس می گوید دورکیم در این دروس کشفیات خود در باب طبیعت کلی پدیده اخلاقی را به دکترین تربیتی اش مرتبط می کند که خود پدیده ای اجتماعی است و چه بسا از مفاهیم ناشی از علم اخلاق بدان می رسد.

در تعریف اخلاقیات باید گفت قوانین اخلاقی یا شیوه های رفتاری است که عموم اعضای جامعه بدان باور دارند و آن ها را برای حفظ معیارهای رفتار مناسب ضروری می دانند. اخلاقیات شدیدا تحمیل می شوند و عدم تبعیت از آنها با نارضایتی گروه و مجازات و یا در جاهایی که اخلاقیات قانون شده اند، بوسیله تنبیه قانونی مساوی است.

دورکیم اخلاق را پدیده ای اجتماعی و وابسته به نیازها و ساختارهای هر جامعه می داند که می تواند مورد مطالعه نظام مند قرار گیرد. در زمان حیات دورکیم با توجه به گذار فرانسه از شرایط تاریخی و اجتماعی خاص و تلاش های دولت فرانسه در جهت سکولاریزه کردن مدارس عمومی ملی این کشور ، سوالی اساسی شکل گرفته بود و آن این که اخلاق چیست؟ و ضرورتا می بایست جایگزین هایی عقلانی برای این ایده های اخلاقی(تعالیم دینی) که برای مدت های مدیدی حکمرانی کرده بودند ، یافت می شد چرا که در این شرایط حذف کردن کافی نبود بلکه می بایست بدنبال فرمولی برای جایگزین کردن آن ها می بود !

دورکیم سه عنصر اساسی را در اخلاق مشخص نمود: اول روحیه نظم که مشخص کننده کیفیت الزام آور قوانین اخلاقی است. می توان گفت نظم، کارکردی مهم در شکل دهی شخصیت از لحاظ کلی داراست. دومین عنصر اخلاق به محتوای آن که دورکیم آن را مربوط به تعلق به گروههای اجتماعی می نامد مربوط است" یعنی عمل اخلاقی عملی است که در پرتو علاقه جمعی انجام شود." و سومین عنصر را خودمختاری می داند یعنی عامل اخلاقی باید درست و کامل تمام علتهای عمل خود را بداند و بعبارت دیگر عنصر سوم اخلاق در اندیشه دورکیم همانا فهم اخلاق است. دورکیم خودمختاری را عنصر تمایزبخش اخلاق سکولار و غیره می داند و فی الواقع آن را عاملی می داند که مفوم قوانینی را که برای نظم اخلاقی لازم هستند و همچنین معنای تعلق به گروه را تغییر می دهد.

 علم آموزش علم هنر تدریس است و دورکیم علم آموزش را یک نظریه عملی می دانست. علم آموزش برخورد سیستماتیک علم ذهنی تربیت با خود فعالیت تربیتی است . دورکیم تربیت را نیز همچون اخلاق پدیده ای اجتماعی دانسته که وابسته به نیازها و ساختارهای جوامع است که می تواند مورد بررسی نظام مند قرار گیرد. او تربیت را ابزاری می داند که جامعه همیشه بوسیله آن ، شرایط وجود حتمی خود را بازآفرینی می کند ، تربیت در واقع جامعه پذیری نظام مند نسل نو است که در اندیشه دورکیم می توان بطور تحلیلی و نه واقعی بین تمام آن حالتهای ذهنی که به فرد اختصاص دارد و نظام افکار،احساسات و اعمالی که در چهارچوب گروه خود تعریف می کنیم ، تمایز قائل شد.

و اما تربیت اخلاقی...

یکی از مهمترین علائق دورکیم نظم اجتماعی نو در جوامع جدید بود که او آن را همبستگی ارگانیک می نامید. در نبود اخلاق دینی ، او به جایگزینی یک اخلاق سکولار و عقلانی  می اندیشید و برای جایگزینی این نظم جدید به ضرورت درونی شدن این اخلاق جدید در نسل نو معتقد بود. دورکیم مجموعه این فرایند را تربیت اخلاقی می نامید و استدلال می کرد که محتوای این نظام اخلاقی باید برای هر جامعه تطبیق داده شود و او این راعامل لازم برای بقای جوامع می دانست .


نوشته شده در 1389/06/21 ساعت 13:03 توسط مجتبی لشگری گاهی باید بی تفاوت بود ! |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت