تبلیغات
.: جامعه شناسان .::. Sociologists :. - افسون زدگی جدید...
.: جامعه شناسان .::. Sociologists :.

وبلاگ رسمی دانشجویان جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی ، ورودی 1387 ، 1388 و 1389

افسون زدگی جدید...

 هدف و مقصود از این نوشته، گفتاری است هرچند به اختصار در مورد کتابی که تحت عنوان افسون‏زدگی جدید توسط دکتر داریوش شایگان مدت ها پیش تالیف شده است البته جدای از هرگونه ارزش گذاری و بیان نقطه نظرات شخصی ...

افسون زدگی جدید، به معنای واقعی کلمه، آئینه تمام‏نمای عصری است که در آن زندگی می‏کنیم؛ هم دل‏انگیز است، هم مملو از آگاهی‏ها و اطلاعات، هم رعب‏آور از آینده‏ای که در شرف شکل‏گیری است، و هم بالاخره گهگاه همراه با بی‏نظمی و گسستگی !

این کتاب دارای پیشگفتار و مقدمه و هفت فصل و یک نتیجه‏گیری است، که در این فصول عنوان کتاب، یعنی افسون زدگی جدید و دو پیوست آن، هویت چهل تکه و تفکر سیّار، به تفصیل شرح و بسط داده شده است و جهانی که با تحولی بیست قرنه دارد در بیست و یکمین قرن خود قدم می‏نهد با گذر از آئینها، ایدئولوژیها، سیستمها، و فلسفه‏هایش به بازنگری گرفته شده و در عین حال رهیافتهایی برای  زیستن در چنین جهانی مطرح و مورد بحث و گفت و گو قرار می گیرد. در مجموع باید گفت کتابی است به ظاهر پراکنده و پیچیده که در آن سطوح مختلف آگاهی و وجوه متعدد شناخت، اعم از فلسفه ، جامعه شناسی، روانشناسی با هم برخورد و تقابل پیدا می کنند .

قبل از توجه به محتوای کتاب توجه به چند نکته خالی از لطف به نظر نمی رسد:

1) باید توجه داشت که در هفت فصل کتاب مجموعا به پانصد جلد کتاب استناد شده!

2) کتاب برای نخبگان نوشته شده و برای خوانندگان کتابهای معمولی و دارندگان معلومات حتی دانشگاهی امّا بی‏علاقه به مسائل روز و فاقد شمّ فلسفی بکلی نامفهوم و خسته کننده است.

3) فشرده بودن مطالب آن بدون ذکر مثال ، مطالب را بغرنج می‏کند.    

داریوش شایگان از بیست و هفت سال پیش که کتاب «آسیا در برابر غرب» را به زبان فارسی منتشر کرد، تا کتاب اخیرش، با یک مشغله ذهنی اساسی درگیر بوده است: روند نهیلیسم در غرب ارزش های والایی را که تعیین کننده معنای زندگی بودند به افول کشانیده است. شایگان افول ارزش ها و هم سطح شدن ارزش ها را به یک معنی به کار می برد. اما آن آموزه ها در غرب از رنسانس به بعد و به ویژه با استقرار مدرنیته و با گسترش نهیلیسم، گام به گام به محاق رفته اند. زیرا تفکری خردگرا و هندسی که اوج آن اندیشه دکارت بود (ص ۲۵۱) سرانجام غالب شده و معنویت را طی یک روند کم و بیش طولانی به بن بست کشانیده است.

اما کتاب شرح بلاتکلیفی و سر در گمی آدمی در این عصری است که به افسون تکنیک زدگی گرفتار آمده و با اینکه مدرنیته او را از چاه افسون‏زدگی آئینهای سنتی بیرون آورده ولی به چاله افسون تکنیک زدگی جدید درانداخته است. دکتر شایگان آشفتگی امروز را بازتاب این سه پدیده همزمان می‏داند که در عین حال وابسته به یکدیگرند: 

 1) افسون‏زدایی 

 2) تکنیک‏زدگی 

 3) مجازی سازی؛

 و شش فصل کتاب به تجزیه و تحلیل اینها اختصاص دارد، فصل هفتم که عنوانش قاره گمشده روح است مثل اینکه رهیافتی است برای این سر در گمی و ایشان بر این باور است که چنانچه در بُعد روحی آدمی انکشافی به عمل آید تا وجه نامشهود چیزها را هم ببیند شاید بتوان به این جهان خالی از معنی روحی بدمد و تعادل از دست رفته را از نو برقرار سازد.

زمانی که رنسانس آغاز شد، با قاطعیت و احترام دین را از سیاست جدا ساخت، سپس حرکتهای علمی و صنعتی خود را شروع کرد و مدرنیته قدم به عرصه حیات نهاد ، بدیهی است نمادهای آسمانی آئینها، اعتقادات عرفانی، و جذبه‏های آن که به زندگی لطف و آرامش می‏بخشد همگی به دست فراموشی سپرده شدند و «عقلانیّت اساس امور گردید و این در حالی بود که وقوع جنگ جهانی اول به صاحبنظران هشدار داد که عقلانیّت آن قدرها هم که گمان می‏رفت انسان را بر سر عقل نیاورده و بر غریزه قدرت‏طلبی او فائق نیامده است ! وقتی جنگ دوم جهانی با ظهور ایدئولوژی‏های فاشیستی و کمونیستی و پیدایش خودکامگانی چون هیتلر و استالین شروع و با فاجعه هیروشیما تمام شد، باز می‏بینیم که متعاقب آن جنگ ویتنام قساوت و ظلم انسان بر انسان را در اوج خود نشان می‏دهد ، از این پس تردیدی باقی نمی‏ماند که غریزه قدرت‏طلبی در آدمی به این آسانی که مدرنیته می‏پنداشت با افسون‏زدایی آدمی از اعتقادات دینی و عرفانی سرکوب نمی‏گردد بلکه افسونی جدید مدام بر جای افسون قدیم می‏نشیند. و این افسون جدید اکنون تکنیک‏زدگی است که نظر دکتر شایگان را به خود معطوف داشته است . دکتر شایگان می‏نویسد:" ماجرای مدرنیته حرکتی عظیم برای خلاصی بشر از قید قیمومیتی مضاعف بوده است، قیمومیت اقتدار قدرت سیاسی و قیمومیت قداست امر لاهوتی (کانت) و اگر اکنون از جذبه دوباره اقلیم روح سخن می‏گویم منظورم به هیچ رو آن نیست که باید دنیای به خاک سپرده را احیا کرد، بلکه می‏گویم باید با عنایت به نیمه پنهان چیزها تعادلی دوباره پدید آوریم و این نیمه پنهان را باید با توجه به گستره وجدان آدمی تفسیر کرد."

«وجدان» آدمی منبع تمام غایتهای اخلاقی می باشد و تا آن از افسونی که کاپیتالیسم جهانی بر آن دمیده پاک نشود جنگ و جنایت همچنان پای برجاست. اینکه دکتر شایگان در پایان کتابش از دنی دیدرو به عنوان متفکری که از زمان خود قرنها جلوتر بوده یاد می‏کند علتش این‏ است که او و همعصرش مارکی دوساد بر این باور بودند که اگر خرد روشنگری از هر گونه غایت‏ اخلاقی عاری شود، بر ضد خود عمل می‏کند و در خدمت غرایز مرگبار قرار می‏گیرد و امروز این امر به خوبی مشهود است. فاجعه مرگبار هیروشیما و دو جنگ جهانی در قرن بیستم شاهدی گویاست و انفجار مهیب دو آسمان خراش 110 طبقه‏ای سازمان تجارت جهانی در نیویورک و فروپاشی پنتاگون بوسیله دو هواپیمای مهاجم در آغاز قرن بیست و یکم مکمل آن .

اینکه عده‏ای با دنیایی شدن (موندیالیزاسیون و یا گلوبالیزیشن) اقتصاد جهان مخالفند از ترس همین تبعیض و دو گانگی نظام سرمایه داری است. اینست که علاج افسون‏زدگی جدید یعنی تکنیک‏زدگی منحصرا منوط و مربوط به تغییر بنیادی سیستم سرمایه‏داری است، چون هر عملی در فضای آن در جهت منافع اقلیّت غنی قرار می‏گیرد و اکثریت از آن بهره‏ایی نمی‏برند. او می گوید: مشکل است از مردم بخواهیم چشمانشان را بر هم بگذارند و نبینند و اگر اطاعت نکردند کورشان کنیم ، زمان شنیدن این قبیل فرامین سپری شده است. این مردمان که به قول دکتر شایگان تکنیک زده شده اند را دیگر نمی‏توان با خرافات افسون‏زده تر نموده و بیشتر و بیشتر به عقب راند، سالها وقت لازم است تا این تکنیک‏زدگی جدید از اذهان زدوده شود و جهان ازین پول محوری خلاصی یابد !


نوشته شده در 1389/05/26 ساعت 22:23 توسط مجتبی لشگری گاهی باید بی تفاوت بود ! |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت