تبلیغات
.: جامعه شناسان .::. Sociologists :. - آلبر كامو و اساسی ترین پرسش فلسفی
.: جامعه شناسان .::. Sociologists :.

وبلاگ رسمی دانشجویان جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی ، ورودی 1387 ، 1388 و 1389

آلبر كامو و اساسی ترین پرسش فلسفی

" به راستی تنها یك مشكل وجود دارد و آن هم خودكشی است. داوری این كه زندگی ارزش زیستن را دارد یا نه بستگی به پاسخ این پرسش اساسی فلسفی دارد و پرسش های سرگرم كننده دیگر از جمله این كه این دنیا سه بعدی است یا... "

این نخستین جملات كتابی است كه آلبر كامو نویسنده و فیلسوف فرانسوی در بیست و هشت سالگی نوشته است. زمانی كه به بیماری سل مبتلا شد و از ادامه تحصیل در دوره عالی فلسفه بازماند و در پی جنگ جهانی مجبور به اقامت در الجزایر شد، در بندر اوران(oran) با تصویری كه كامو از آن ترسیم می كند: "زشت،كسل كننده و پرگرد و غبار "

در چنین شرایطی است كه كامو روایتی نو را از افسانه سیزیف lemythe Sisyphe"  می نویسد. افسانه یا اسطوره یونانی سیزیف، نماد انجام و تكرار كارهای بیهوده و عبثی است كه بر انسان تحمیل می شود: "خدایان سیزیف را بر آن داشتند تا مدام تخته سنگی را بر فراز كوهی رساند و هربار تخته سنگ به سبب وزنی كه داشت باز به پای كوه می غلتید. خدایان می پنداشتند كه كیفر و مجازاتی دهشت بارتر از كار بیهوده و نومیدانه نیست."

در واقع كامو این افسانه را دستاویزی قرار می دهد تا برداشت فلسفی خود را از زندگی انسان،جهان پیرامونی او و تمام هستی بیان كند.

سپس به طرح اساسی ترین و كلیدی ترین كلمات در اندیشه خود می پردازد : پوچی،خودكشی،عصیان،آزادی و در مقدمه تاكید می كند كه: "من تنها به حالات ناب ذهنیتی رنجور پرداخته ام. این كنكاش به هیچ آیین،اعتقاد و متافیزیكی نپرداخته و تنها به بررسی حد توانایی ها بسنده كرده است."

به نظر كامو اصلی ترین و تنها مساله مهم در فلسفه خودكشی است و جهان پوچ است و آدمی بعد از رسیدن به پوچی جهان و قبول آن ، به شورش و عصیان می رسد. زیرا "پوچ نیز همانند نفرت موجب پیوند موجودات می شود" پس درك این پوچی و ماهیت زندگی و نامعقولی آن ، او را به اعتراض می خواند نه تسلیم و درماندگی . بنابراین پوچ نگری او به انفعال و اراده به مرگ ختم نمی شود.سیزیف همچون مورسو(قهرمان داستان بیگانه) دستاویزی می شود برای كامو تا به نقد مدرنیته بپردازد.

"احساس پوچی و شوریده دلی نتیجه فقدان معنا و گسترش نیست انگاری(nihilisme)  درون جامعه مدرن است.می شود گفت روند تجددمآبی معاصر است كه افسون زدایی(desenchantement) و تقدس زدایی(desacralisation) را با خود به همراه می آورد و پی دیوارهای پوچی را می ریزد. سیزیف(یا مورسو) تماشاگر تكرار كسل آور زندگی ماشینی-مكانیكی یكنواخت است كه در گرداب نا آرامی و نداشتن شور و شوق كشیده می شود. دلشوره(Angst هایدگر) ، تهوع (la nausee سارتر) و ازخودبیگانگی(alienation ماركس) حالات روحی فرد عصر مدرنیته را بیان می كنند. "

ارجاعات كامو به متفكرانی چون هایدگر،یاسپرس،كی یر كه گارد،داستایوسكی و شوپنهاور در این كتاب نشان از علاقه یا به تعبیر خودش "خویشاوندی" كامو با آنان است و در این میان او هیچ ابایی ندارد كه حتی تاثیرپذیری خاص خود از نیچه را هم نشان دهد.

همچنان كه نیچه را فیلسوف زندگانی نامیده اند، كامو نیز زندگی را سرشار از زیبایی و لذت می بیند و با تلاش و سماجت سعی می كند كه بهشت و جهنم خود را در همین كره خاكی ترسیم كند.او زندگی را ستایش می كند و از تعهد انسانی و عصیان و شورشی خلاق و غیر ایدئولو‍یك جانب داری می كند. چیزی كه در زندگی شخصی نویسنده هم دیده می شود: چرا كه آلبر كامو در دوران جنگ جهانی از فعالان نهضت مقاومت بود و مبارزی تمام عیار محسوب میشد.

سیزیف پوچ گرا(=كامو) نماد یك شورشی است بر زندگی ، بر دنیا

كامو در پایان كتاب تكلیف خود با جهان را مشخص می كند: "من سیزیف را پای كوه رها می كنم!بار سنگین او همواره در دسترس است. سیزیف وفادارانه در برابر خدایان می ایستد و تخته سنگ ها را از جای بر می كند. او نیز همه چیز را نیك می داند و دنیا را نه سترون می بیند و نه بیهوده ، هر ریزه ای از آن سنگ و هر پرتوی از دل كوساران همیشه شب برای او دنیایی می شود. مبارزه برای رسیدن به ستیغ گامی است تا دل آدمی را سرشار كند.باید سیزیف را نیكبخت و سعادتمند انگاشت."


نوشته شده در 1389/05/9 ساعت 12:13 توسط مجتبی لشگری گاهی باید بی تفاوت بود ! |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت