تبلیغات
.: جامعه شناسان .::. Sociologists :. - درباره ی "سی پولدار ایرانی"
.: جامعه شناسان .::. Sociologists :.

وبلاگ رسمی دانشجویان جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی ، ورودی 1387 ، 1388 و 1389

در مطالعه ی مطلب جذابی که دوست عزیزم آقای طاهریان روی وبلاگ قرار داده اند-سی پولدار ایرانی-، بیشتر توجه ام به قسمت مقدمه ی این مطلب جلب شد. قسمت دوم که نام افراد ملیاردر بود جذابیت چندانی برایم نداشت چرا که فکر می کنم این ها هم چون گذشتگان ملیاردرشان چند روزی هستند، خوش نام و چند روزی هستند با هزارویک حرف و حدیث و چند وقت بعد با اموال مصادره شده یا خانه نشین شده اند یا متواری اند. بسیار کم اند آنهایی که می توانند بمانند و همچنان پایدار و استوار به کار خود ادامه دهند. ولی قسمت اول، دراین قسمت به نقل از روزنامه ای چند کلیشه ی رایج در جامعه ای ایران را درباره ی سرمایه داران ذکر شده بود که این قسمت خیلی برایم جالب بود . در ابتدا، طبق معمول ، داشتم شروع می کردم به بد و بیراه گفتن به خودم و خودمون و ایران و ... که این مملکت همه چیزش همینه و ... ولی یک مقدار که بیشتر از عقلم مایه گذاشتم(یک مقدار طول کشید تا گرم بشه و راه بیفته) دیدم این قدرها هم تقصیر خودمون نیست که با سرمایه دارها بد برخورد می کنیم !!!! برای توضیح بیشتر حرفم درباره سه مورد از این کلیشه ها توضیحاتی دادم که به نظرم با خواندن این ها دیگر زیاد هم از خودم و افراد جامعه ی خودم به خاطر  داشتن چنین انگاره هایی متنفر نیستم بلکه بیشتر سعی می کنم به یک راه چاره فکر کنم !!!!

"هیچ راهی به جز بالا کشیدن حق فقرا نداشتند تا پولدار شوند" : در اقتصاد بسته ای که تقریبا اکثر صنایع بزرگ در اختیار دولت است و تمام کارخانجات بزرگش به تصاحب دولت درآمده است ( کفش ملی و برق لامع و ... ) فکر کنم این تفکر آن قدر ها هم دور از عقل نیست زیرا که راه چندانی برای ثروتمند  شدن مشروع باقی نمی ماند!

"معمولا امراضی نظیر سرطان خون (خاص مرفهان بی درد) دارند و اگر هم این را نداشته باشند از حرص پول سکته می کنند" : البته راجع به قسمت سرطان خون هیچ اطلاعی ندارم و فقط برای نقل کامل جمله قید کردم ولی رواج سکته هم زیاد برای ثروتمندان دور از ذهن نیست با این شرایط به سامان اجتماعی  و با این سطح از امنیت اجتماعی-اقتصادی موجود در کشور و بازار کار اگر این پدیده دیده نشود جای تعجب و تحسین دارد !!! من به شخصه وقتی خودم را به جای آقای رحیم متقی (بنیانگذار کارخانجات کفش ملی) یا حاج آقا برق لامع (بنیانگذار کارخانجات حوله ی برق لامع) می گذارم که بعد از یک عمر تلاش به سادگی تمام زحماتم به باد برود که حتی دولتی شدن مالکیت کارخانه ها به جهنم به باد رفتن آبروی برند جاافتاده به علت افت کیفیت و بی کار شدن عده ی زیادی از کارگران و ... را به یاد می آورم از این که این ها سکته نکرده اند تعجب می کنم و صلابتشان را تحسین می کنم !!!

"بچه هایشان هم اگر ایدزی نباشند (که خود ایدز هم سوغات یک سفری خارجی و بی بند و بار است) حتما معتاد و الکلی هستند" : این موضوع  چندان غیر منطقی نیست ؛ چرا ؟ خب معلوم است با مسایلی که در پاراگراف قبل مطرح شد ما به علت نداشتن امنیت اجتماعی-اقتصادی فاقد قشری هستیم که ثروتمند باشند . بدین منظور که صاحب فرهنگی ثروتمندانه باشند .بدین منظور که فرزندانشان را ثروتمند تربیت کنند . در نتیجه دائما با پیده ای به نام "نوکیسه" مواجه هستیم . انسان نو کیسه تمام زندگی خود صرفا کسب پول می کند نه فضایل دیگر زیرا جز برای این تربیت نشده است از بدو تولد خود را در جامعه ای با تفاوت طبقاتی بالا یافته و هدف خود کاهش فاصله ی اقتصادی خود با ثروتمندان قرار داده  است نه فاصله های فرهنگی و اجتماعی و ... انسان نوکیسه فرصتی برای تربیت فرزندانش ندارد و اگر هم داشته باشد توجهی به این امور ندارد و حتی اگر این دو را هم داشته باشد صلاحیتی برای تربیت فرزندان ندارد چرا که خود او هم نه تربیت درستی داشته و نه فرصتی برای خودسازی !!! پس با این اوصاف چندان هم داشتن فرزندان ایدزی و معتاد و الکلی دور از ذهن نیست !!!

و در نهایت باید به نقش تاریخی حضور مستمر و سازمان یافته ی حزب توده در تاریخ ایران به عنوان قوی ترین سازمان یافته ترین و تاثیرگذارترین حزب ایران که طول عمری بیش از هر حزب دیگری در ایران داشت توجه کنیم .


نوشته شده در 1389/03/24 ساعت 11:30 توسط محمد زین العابدین زاده نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت