تبلیغات
.: جامعه شناسان .::. Sociologists :. - گفتگوی چهار شمع
.: جامعه شناسان .::. Sociologists :.

وبلاگ رسمی دانشجویان جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی ، ورودی 1387 ، 1388 و 1389

چهار شمع به آرامی می سوختند .محیط آن قدر ساکت بود که می شد صدای صحبت آنها را شنید .اولین شمع گفت (من صلح هستم هیچ کس نمی تواند مرا همیشه روشن نگه دارد فکر می کنم به زودی خاموش شوم هنوز حرف شمع صلح تمام نشده بود که شعله آن کم وبعد خاموش شد.)شمع دوم گفت (من ایمان هستم واقعا انگار کسی به من نیازی ندارد برای همین من دیگر رغبتی ندارم که بیشتر از این روشن بمانم.)حرف شمع ایمان که شد نسیم ملایمی وزید وآن را خاموش کرد. وقتی نو بت به شمع سوم رسید با اندوه گفت(من عشق هستم توانایی آن را ندارم که روشن بمانم چون مردم مرا به کناری انداخته اند واهمیتم را نمی فهمند آن ها حتی فراموش کرده اند که به نزدیکترین کسان خود محبت وعشق بورزند )پس شمع عشق هم بی درنگ خاموش شد . کودکی وارد اتاق شد ودید که سه شمع دیگر نمی سوزند او گفت شما که می خواستید تا آخرین لحظه روشن بمانید پس چرا دیگر نمی سوزید ؟چهلارمین شمع گفت (نگران نباش من روشن هستم به کمک هم می توانیم شمع های دیگر را روشن کنیم من امید هستم .جشمان کودک درخشید شمع امید را برداشت وبقیه شمع ها را روشن کرد.بنابراین این شعله امید هرگز نباید خاموش شود ما باید امید وایمان وصلح وعشق را در وجود خود حفظ کنیم.
نوشته شده در 1388/12/18 ساعت 12:17 توسط بهاره دینی نظرات |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت